درباره برنامه های سیاسی تلویزیون های بیرون مرزی
م ي هادي م ي هادي

درباره برنامه های سیاسی تلویزیون های بیرون مرزی با متصدیان ان وهموطنان شرافتمندم سخنی دارم

 

از چندی به این طرف امکان ان دست داد تا به تما شاه تلویزیون های افغانی در پای این صندوق شیشه ای زباندار بنیشنم  و بعد از یازده ساعت کار روزانه به دلیل تفاوت زمانی از مرکز نشراتی، دیر هنگام از مقابل ان دور شوم

 قبل ازهمه  باید بگویم  همنوا با سایر هموطنان داشتن وسایل اطلاعات جمعی ( روزنامه،  هفته نامه، ماهنامه، مجله، رادیو وتلویزیون) را برای جمیعت های دور از قرار گاه اصلی ما یعنی محدوده بزرگ داشته های سنتی ما ضرور دانسته واین فعالیت های  کلتوری که بیان هویت فرهنگی  مردم ماست باارزش و  قابل قدر میباشند چنانچه یاد هانی میکنم که در محوطه کار و اشتغال خود روزی به جواب  همشغلان که پرسیدند ایا ما نشرات تلویزیونی داریم گفتم بلی شش شبکه تلوزیونی ما  در این قاره قابلیت دست رسی  دارند  از این پاسخ احساس ارامش  روحی نمودم  واما انچه را به اوشان گفته نمیتوانستم اکنون با شما اشنایان  در میان میگذارم

از انجا که هدف این یادداشت تبصره پیرامون  برنامه های سیاسی است  در خصوص سایر فعالیت های فرهنگی  باید بگویم  زمینه سازی   جمع اوری پول در  مقطع های  زمانی که حوادث طبیعی وتصنوعی دامنگیر هموطنان ما میشود در پهلوی فعالیت های هنری،  برنامه  های تفریحی ،برنامه های دینی، علمی، ادبی و معلوماتی ، اخبارو سایر برنامه های فرهنگی که با تفاوت های معلوم صلیقوی تنظیم میشوند وهر کدام بیننده وشنونده خودرا دارند زحمات متصدیان این برنامه ها قابل قدر وستایش اند نظر شایان دراینباره صفتی است در خود برنامه ها که با ذوق های مختلف تعریف میگردند.

  واما درباره برنامه های سیاسی این  شبکه های تلویزیونی افغانان که در قاره امریکا وچند شبکه در قاره اروپا قابل دید اند گفتنی است  در صورتیکه بخواهند  میتوانند بسیاری از انتظارات مردم را بر اورده سازند اما با دریغ در قبال سرنوشت عمومی  برنامه های  سیاسی ازاصل مبارزه سیاسی عدول وتخطی نموده به مصداق  مثلی برای کشیدن ابرو چشم را کور مینمایند ودر عین حال  میتوانم بگویم یک سلسله  زهر پاشی های عمدی در پهلوی  خود منشی ها و شهرت طلبی ها است که متاسفانه جامعه را عقده من وانتقام جو میسازد در این باره وطنداران همه شاهد اند  تحریک امیز ترین عوامل نفاق وبی مسوولیت ترین اعمال در  شبکه تلویزیون اریانا  توسط شخصی متمول که  مسکنیار تخلص میکند با یک چند شریک وظیفوی شان   پیش برده میشود در باره این فعالیت های غرض الود  بسیاری از هموطنان شرافتمند ما با توضیح و تشریح مشخصات پنهان وپیدای اقای مسکین یار ، این مبلغ  بد بینی  گپ های گفته اند ویاداشت های نوشته اند که  یقینا زهر پراگنی او در اینده نیز بی جواب نخواهد ماند  البته عناصر  متشابه شان که به بهانه انان به سازمانهای مردمی و شخصیت های نیک عمل، بی نفس ، ایثار گر واگاه  میتازد مردم را در تشخیص این عناصر  راه گم نمیسازد هدف از توضیح کج و پیچ رفتن  شخص اوست  که پناه گاه های تعرض جستجو میکندولی ناگفته پیداست که این خم خم رفتن او از دید مردم  پنهان نیست لذااز تک تک مردم جواب حیله ومکر خود را به مصداق این شعر دریافته است  که میگویند:

من از حیات گذشتم اگر تو جان بخشی

من از علاج گذشتم اگر تویی داکتر

                         (.......)

واما در باره یکی دیگر از این شبکه ها، تلویزیونی است بنام پیام افغان  که بیشتر  با لقب متصدی امور ان  بنام تلویزیون خطاب به سر زبانها است این  شبکه ای ا ست که در جای پای  مسکنیار گام میماند و اما گرداننده ان با شیوه مخصوص ، بدبینی ،کدورت و عقده سازی را بر خلاف  مسکنیار با زبان نرم وارام شیوع میبخشد این دریای  به ظاهرارام با هیچ کس سر سازگاری ندارداو را میتوانم با تعریف عامیانه یک شخص کلانکار نیز بنامم که بدون نظرداشت سن وسال و درجه علمیت  با  خود بزرگ بینی بی مانند پیش امد میکند با انکه بسیار ماهرانه این تلویزیون را به بیننده ها، تلویزیون انان معرفی میکند اما احدی نمیتواند بر سر سخن او سخن بگوید  همه شخصیت ها احزاب  وجمعیت ها نزد او محکوم اند خشک وتر را یکسان اتش میزند طعم حلوا ونمک  برای او یکی است یگان بار بعضی ها با کنایه وبعضی ها با اخلاص هم نشینی که او را به ریاست جمهوری پیشنهاد میکنند بسیار حق به جانب   تظاهر میکند که او در این کار مطبوعاتی بسیار موثر است تا ریاست جمهوری؛اما گاهگاهی  طعم خوش مزه گی این مقام  به دلش  میزند و خاموش میماند.

مبارزه در راه تامین ایدال های انسانی  حق هر انسان است اگر کسی   مبارزه سیاسی مینماید  کسی حق ندارد حق او را صلب نماید  و اما در  میان ایدال های موافق کسی خودرا بی طرف جا بزند این دگر حیله ومکر سیاسی است ودر اینباره   یاد کرد های از متصدی تلویزیون اقای  خطاب دارم که معرف شخصیت سیاسی  اوست .

 

روزی  به تماشاه یکی از برنامه او نشسته بودم که یک خواهری زنگ زد گفت من از کابل امده ام من در انجا بیجاره گی فقر  درد  رنج وصد ها الام را دیدم شما در این جا چندین تلویزیون دارید بروید یکجا یک تلویزیون بسازید یکجا کار کنید مصارف تانرا صرفه جویی نماییدو مساعدت های تانرا به مردم ارسال بدارید بدرستی از صدای گرفته ان خواهر درک میشد هیج مقصدی جز  احساس همدردی نداشت  اقای خطاب بر افروخته شد نه تنها اورا در سخن قطع کرد بلکه تیلفون را نیز برخ او قطع نمود لحظه ای بعد خواهر خورد سالی زنگ زد  وبا معصومیت بی حد از ان خواهر پشتیبانی کرده برای اقای خطاب  گفت شما کار درست نکردید که این خواهر را اجازه صحبت ندادید  من به حیث یک جوان از این کار شما متاثر شدم من شنیدم که او حرف های بدی نزد . بیننده های این برنامه در حضور قلب های شان شاهد اند که اقای خطاب سر به گریبان فرو برد اما هیچ ندای از درون او را تحریک نکرد که ان دخترک معصوم را که چون اولاد شان بود  نوازش میکرد وبامهربانی به او جواب میداد بر عکس خشم خودرا هم پنهان کرده نتوانست  واو را منسوب به فامیل  همان خواهر اولی نمود وگفت که: میروند دختر خود را میگویند که زنگ بزن  حتی اگر این گفته حقیقت باشد چرا برای یک فرزندکه در عین حال عضو جامعه نیز است  همنوایی  با مادر رااقای خطاب حق او نمیداند و با این حال تعجب میکنم که بعضی از هموطنان ما چگونه از اقای خطاب به مثابه یک شخص مردم پرور  توصیف مینمایند این یک نمونه بود این اتفاق هر شب رخ میدهد

اقای خطاب یک فیصله دیگر رابه اسانی  صادر میکند که در جواب همان خواهران نیز فیصله نمود که اگر این تلویزیون بد تان میاید شما میتوانید انرا نبینید البته که این متاع شخصی است او میتواند اینرا بگوید در اینصورت او نیز حق ندارد از نام  ملت ومردم  نشرات نماید

از این که بگذریم در باره روحیه شیونیستی اقای خطاب بسیاری مردم میدانند که من  تازه ترین  مثالی از ان میاورم

 از مدتی به این طرف حادثه هواداران جنرال عبدالرشید دوستم وشخصی بنام اکبر بای در برنامه های اقای خطاب به تبلیغ ان چنانی گرفته شد تا انجا که دو تن از مسوولین قوماندانی امنیه ولایت کابل را به مصاحبه استنطاق گونه دعوت نمود در حالیکه اقای خطاب با سیاست کادری دولت ریس جمهور حامد کرزی  از بنیاد مخالف است  (این مساله بحث جداگانه است)امابا روحیه شیونیستی بود که از مصاحبه  کننده ها اقایان علیشاه پکتیا وال وسالم احساس تقدیر نمود وبه همکار خود که ان دو شخص مسوول را بار دگر به اساس شناخت  خود معرفی مینمود گفت که بگذار ایشان بسیار خوب جواب میدهند  این دو شخصیت  که از جنرال عبدالرشید دوستم با درجه ای نظامی  یاد میکردند با فشار روانی وگپ های لا ولعب انان را وادار مینمود که باید کلمات او را تکرار نمایند با وجود انکه انان از این تلقینات   خود را میرهانیدند در پهلوی ان  در برابر سوالهای استنطاقی  تکرار و مکرر توقوع میرفت انان از موقف اشخاص مسوول  در برابر یک شخص غیر مسوول ودارنده تلویزیون شخصی با حفظ  احترام به ازادی  بیان که شخص خطاب به این اصول هیچ پابندی ندارد فرصت های  بهره برداری راحتی در حالت احتراز از گفتن حقایق بروی وی قطع میکردند  این مصاحبه تا کنون به بهانه ای تقاضای مردم دو بار نشر شده است من از اقای خطاب میپرسم زمانیکه همین اکبر بای در توطعه ترور جنرال عبدالرشید دوستم دستگیر شد ودوباره از زندان ازاد ساخته شد شما چرا اعترض ننمودید ایا وظیفه شما حمایت از تروریزم است؟ اخیرا شنیدم که اکبر بای یک رشته قوم تباری با اقای کرزی دارند وشاید این راز از قبل برای اقای خطاب واضح بوده است برای اقای خطاب باید واضح بسازم که بنده از نگاه  قومیت پشتون بدنیا امده ام  و در تکلم زبان مادری ام را که دری است اموخته ام افتخار دارم که ازنام وبنام تمام ملیت های وطنم  هزاره ازبک نورستانی پشه ایی قزاق ترکمن تاتار قرغزو تمام قوم وقبیله وطنم زنده هستم.

همزمان  با حادثه هواداران جنرال عبدالرشید دوستم دو حا دثه دیگر نیز در داخل وطن بوقوع پیوست یکی  فاجعه به زندان کشیدن ژورنالیست جوان پرویز کامبخش وصدور حکم اعدام او از طرف قاتلین حرفوی.

 اما« تلویزیون خطاب» به مثابه تیز گر ساتور قاتلین مردم افغانستان خاموشی اختیار نمود  نمیدانم به کدام دلیل این تلویزیون خود را تلویزیون ملی مینامد هدف من پسوند وپیشوند نام تلویزیون نیست داشتن ادعای است که تبلیغ میشود. حالا که امد گپ شدبیمورد نیست برای ماهیت این ادعای  یک یاد اوری مختصر نمایم   روزی از اقای خطاب شخصی انتقاد نمود که شما چرا نام مولوی محمد خالص را در قطار سایر رهبران بنام خاین یاد نمودید  همه بیننده ها بیاد دارند که بسیار محترمانه گفتند نه، من مولوی صاحب خالص را  چیزی نگفته ام عجب است برای شان دست پرورده های بیگانه جایگاه دوگانه دارد .

  حادثه ای دیگرعملکرد واقدامات عجولانه وزیر اطلاعات و فرهنگ درباره سه کارمند ریاست فرهنگ ولایت  مزار شریف وتخطی او از احکام قانون اساسی  ایجاد تفرقه میان اقوام وملیت های برادر مساله ای بود که اقای خطاب به حیث مسوول یک رسانه وسیاست  باز بی تسخیر گوش ها را کر وچشم های  کور ساخت اما بر عکس در حادثه هواداران جنرال عبدالرشید دوستم دنیا را بشور اورد من از شما میپرسم اگر این سبکسری ها باعث ان شود که شهری از شهر ها وولایتی از ولایت ها تحت احساسات هواداری وحق بجانبی به بی امنیتی کشانیده شود چه مقدار از وظایف تان انجام میشود؟ ودر این حال شما خواهان ان هستید که تلویزیون شما جهانی شود وتا کابل تفتین  شما  راه بیابد من نیز ارزو میکنم این ارزوی شما بر اورده شود ویکبار شما از حلقه همقطاران  خود بیرون بروید که برایتان معلوم شود چه مقدار وزن دارید  هر چند که باری خود را امتحان نموده اید. 

اقای خطاب یک بد بینی فطری وطبیعی دارند این یک مرض روانی است که سادیسم مینامند همه شخصیت ها وسازمانها وادم های که گپ اورا تایید نکنند رد مینماید او در این اواخر یک پلان دیگر در ذهن دارد بسیار با تحکم میگوید من یک  چند صد نفر کار دارم که بدروازه امریکایی ها برویم برایشان بگویم که برادر انجا ملت است مردم است شما چنین کنید وچنان کنید واز این حرف های پر طمتراق . میبینید که وزن تان معلوم است اما بخود نمیگیرید اول اینکه   کسی  به  صدای غرض الود لبیک نمیگوید  اما مردم در هر جا راه وچاره میجویند   با ایمان وباور میگویم که هراقدام در این راه  تجلی اراده خود مردم خواهد بود وانان اجازه نخواهند داد شما از نام ایشان سو استفاده نمایید

 همانطوریکه راه های تقرب به خدا بیشمار اند راه های خدمت گذاری به خلق خدا نیز بیشمار اند  اگر فعالیت احزاب وسازمانهای سیاسی را در نظر بگیریم  معنی حضور تعداد بیشمار مردم در تشکیلات این سازمانها تعهد شان به خدمت گذاری است اقای خطاب هیچ انفکاک را به ارزش  های برناموی این احزاب وشخصیت های مبارز ان  قایل نیست  وقتی  در باره سرنوشت مردم وکشور طرح ونظر میدهد کشوریکه اکثریت مردمان اگاه ومترقی  ودانشمندان بیشمار ان دارای برنامه های مشترک  سیاسی اند که بنام احزاب یاد میشوند بسیاری از شخصیت های سیاسی این احزاب شهرت  جهانی دارند وعمر وحیات خود را دراه عقاید وباور های شان ایثار نموده اند و اگر  جهان را در نظر بگیریم در سطح جهان مخالفت سیاستمداران  جهان  تنها  از روی جهان بینی انان است  تاسف است که اقای خطاب به حیث یک تحصیل کرده  از روی تقلید بی قاعده با استعمال ادبیات دور از قاموس سیاست  کثرت گرایی  چنین احزاب را نمیبیند ومیخواهد افتاب را بادو انگشت پنهان کند اگر ایشان را از پشت شیشه ای تلویزیون دور نمایم  دگر کسی   او را نخواهد شناخت همین یک چند تیلفون کشیدن ودیدن تکرار برنامه شان توسط خودشان در دنیای سیاست تنها اورا به او مینمایاند این حرف ها به معنی ان نیست که او را حق ندهیم در سیاست در اجتماع ودر مبارزه گام نگذارد اما این خود اختیاری حق او نیست که میگوید  انانی که در راه ارمانهای شان قربانی های بیشمار داده اند دگر خاموش باشند وکنار بنیشینند که من بیایم بخیر.

اقای خطاب  بهترین سیستم های جهان را که با مبارزات  وجانبازی های مردم ان به پیروزی رسیده اند دیکتاوری میداند خودش در حفظ یک تلویزیون بنام خود چنان چسپیده است که توسط بلدوزر هم از جایش کنده نمیشود. ایا موافقت دارد که جای خودرا با گرداننده دگر واگذار شود .

وحرف اخر با هموطنان شرافتمند من این است بی شک شما به همه نشرات افغانی مساعدت نمایید اما خواهشمندم از انان تعهد بگیرید که وسایل افتراق وپراگنده گی مردم وملت را بکار نگیرند ما برای  ملت خود به ملحم زخم ها  نیاز داریم به گریه مکاران بازی نخورید  بعضی ها ما را با به تن کشیدن لباس های محلی بازی میدهند وبعضی ها لباس های فاخر به تن نموده در حالیکه ازپای برهنه گی مردم سخن میگویند هر لحظه نکتایی خود را کج و راست میکنند.

 هموطنان شرافتمند

 چرانا گزیر شدم در باره یک شخص اینقدر بنویسم زیرا تبلیغ و ترویج این  نظریات  به جامعه ما مفید نیست لذا انرا  با شما در میان گذاشتم  شاید کسانی با این یاد کرد ها مخالفت نمایندولی واینرا نیز میدانم تعداد بیشمار ی به ان موافقت مینمایند  من به خاطر  شخص  با هیچ کس دعوا ندارم مردم ووطن مورد توجه است  وبس.

ولذا پیشنهاد من برای اگاهان جامعه این است بیایید دست بدست زهراب این اواز ها را در حلقوم وهنجره عناصر مخرب بخشکانیم تا به زهر پاشی های خود دست نیابند.

 

 


March 2nd, 2008


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
مسايل اجتماعي